آموزشی ، فرهنگی و اجتماعی
که هر که بی هنر افتد ، نظر به عیب کند
بخواست جام می و گفت : عیب پوشیدن
خویش را در خویش پیدا کن ، کمال این است و بس
چند می گویی سخن از درد و رنج دیگران
خویش را اول مداوا کن ، کمال این است و بس
مردم کریم تر شود اندر نعیم گل
ای گل فروش گل چه فروشی به جای سیم
وز گل عزیز تر چه ستانی به سیم گل
تن مپوشانید از باد بهار
آنچه با برگ درختان می کند
باد با جان شما آن می کند .
مولوی
بر طرف چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت هرچه گویی خوش نیست
خوش باش و زی دی مگو که امروز خوش است
خیام